محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
92
مجمع الانساب ( فارسى )
وفات كرد . تابوت او به كوفه بردند و در مشهد امير المؤمنين على - كرم اللّه وجهه - مدفون است . عليه الرحمه . الامير مؤيد الدوله بن ركن الدوله حسن او در زمان پدر در اصفهان بودى چون پدرش وفات كرد او قصد مملكت وشمگيريان كرد و وشمگيريان با برادر او فخر الدوله متفق بودند قصد او كردند و او به مدد عضد الدوله ايشان را قهر كرد و رى و جبال با عراق مضاف شد و مملكت او صافى شد و بعد از او : الامير فخر الدوله بن ركن الدوله او ملكى فاضل عاقل بود و چون از عضد الدوله بگريخت و به بخارا شد هجده سال در بخارا بماند به اتفاق شمس المعالى قابوس بن وشمگير كه او نيز ملكى فاضل بود . در اين هجده سال هيچ يكى به هيچ باب نناليدند نه از نفقات و نه از اخراجات و هرگاه كه سامانيان از حال ايشان افتادندى و لشكرى نامزد شدى قضاء اللّه آن كارها به هم بر آمدى و موقوف شدى تا بعد از هجده سال هر دو با مملكت خود رسيدند به مراد تمام . و اسماعيل عباد كه در جهان مثل به فضل و علم او زيبد وزير او بود . لاجرم مملكت او چنان مستقيم شد كه در اولاد او بماند . و شمس المعالى نيز هم در آن عهد با مملكت گرگان و طبرستان رسيد و او ملكى محتشم بود و در هر هنرى دينارى بودى اما خشمى عظيم بر وى غالب بودى و به هر گناهى شمشير كار فرمودى و زندان او گور بودى . و چون خشم او از حد بگذشت امرا اتفاق كردند و او را بگرفتند و به قلعهاى بردند . و در قابوسنامه ذكر كرده كه چون او را غل نهاده بودند و به قلعه مىبردند پنج حاجب موكل او بودند با وى گفتند كه اى امير كار تو از قتل بسيار كه فرمودى به زيان آمد . گفت اى ابلهان كار من از آن به زيان رفت كه قتل كم كردم و الا اگر من شما پنج كس را كشته بودمى امروز خود نه گرفتار بودمى ! و چون او را بكشتند پسرش را نشاندند و هنوز ملوك گيلان و طبرستان از نسل اويند . و او را سه پسر بوده :